پرسش:آیا قتل کعب بن اشرف به‌دستور پیامبر اسلام ترور محسوب می‌شود؟

پژوهشگران دینی کشته شدن کعب بن اشرف را ترور ندانسته‌اند؛ زیرا او علیه مسلمانان فعالیت داشته و به‌نوعی در حال جنگ با مسلمانان بود. کعب بن اشرف از بزرگان و شاعران یهود بود که با پیامبر اسلام(ص) دشمنی داشت. او پس از شکست مشرکان در جنگ بدر، در اشعار خود به مذمت پیامبر، صحابه و زنان مسلمان پرداخت. او با رفتن به مکه، مشرکان را به جنگ دوباره با مسلمانان تشویق کرد. پس از بازگشت به مدینه و ادامه فعالیت علیه مسلمانان، توسط محمد بن مسلمة کشته شد.

البته برخی منابع شیعی نقل کرده‌اند که کعب در شبی که مسلمانان بر قبیله بنی نضیر پیروز شدند، کشته شد.

کعب بن اشرف و دشمنی با پیامبر

کعب بن اشرف از بزرگان و ثروتمندان یهود و از مخالفان سرسخت پیامبر اسلام(ص) بود. کعب‌ شاعری سخنور بود، چنانکه به فَحْل فَصیح (شاعر چیره‌دست و زبان‌آور و شیوا) ملقب شده است.

كعب پس از شكست مشركان در جنگ بدر بسیار ناراحت شد و برکشته‌شدگان مشرکان عزاداری می‌کرد و درصدد انتقام بود. او در اشعار خود، به پيامبر(ص)، اصحابش و همچنین زنان مسلمان توهین می‌کرد. او پس از جنگ به مکه رفت و با اشعار خود اهل مکه را برای جنگ با پیامبر(ص) تحریک کرد.

درباره نقش شعر در دوره جاهلیت گفته شده، نقش شعر در آن زمان بسیار پررنگ‌تر از زمان حاضر بود و آن را به دلیل نفوذ در احساسات مردم در ردیف سحر قرار داده بودند. به گفته جوادعلی در کتاب المفصل فی تاریخ العرب، در جنگ‌ها شعر تاثیر شمشیر را داشت و حتی برنده‌تر از سلاح بود. به گفته او هجو شاعران تاثیر شگرفی در میان عرب داشت به طوری که مردم به برخی از شاعران از ترس زبانشان باج می‌دادند. درباره شعر عرب گفته شده، شعر مانند صنعت فیلم‌سازی امروز بوده است و اگر شخص بانفوذ و قدرتمندی مانند کعب، شعری می‌سرود، شیوع و نفوذ آن بسیار بیشتر از گفتارها و حتی شعر افراد عادی بود و در تحریک جامعه برای اقدام به کاری بسیار تاثیرگذار بود.

ماجرای قتل کعب بن اشرف

برخی مورخان از رویداد قتل کعب، با عنوان سَرِیه یاد کرده و تاریخ وقوع آن را چهاردهم ربیع‌الاول در سال سوم هجری ذکر کرده‌اند. براساس برخی نقل‌های تاریخی، زمانی که کعب بن اشرف بعد از تشویق مردم مکه به جنگ با پیامبر، به مدینه بازگشت؛ پیامبر اسلام(ص) درباره کعب گفت چه کسی شَرّ فرزند اشرف را کوتاه می‌کند. در پاسخ به خواسته پیامبر(ص)، محمد بن مسلمة و برخی دیگر از صحابه ازجمله ابونائله (برادر رضاعی کعب)، داوطلب کشتن کعب شدند.

آنان ابو نائله را پیش وى فرستادند و به او گفت: اى ابن أشرف! من به حاجتى پیش تو آمده‌ام آن‌را پنهان دار، کعب گفت: چنین کنم. در ادامه به بدگوئی از پیامبر پرداخت و برای تعدادی از افراد که مانند او فکر می‌کردند، درخواست کمک از کعب کرد. در نهایت تصمیم بر این شد که ابو نائله به همراه تعدادی پیش کعب بیایند و او به آنها کمک کند. آنها به نزد کعب رفتند. کعب با آن‌ها بیرون رفت. سپس محمد بن مسلمه ضربتی بر کعب زد و او را کشت. کشتن ابن اشرف را عامل دست برداشتن یهودیان از توطئه علیه مسلمانان و ترغیب به بستن پیمان صلح با پیامبر(ص) دانسته‌اند.

در برخی منابع شیعی ازجمله کتاب الارشاد نوشته شیخ مفید و کتاب کشف الغمه نوشته اربلی نقل شده که کعب در شبی که مسلمانان بر قبیله بنی نضیر پیروز شدند؛ کشته شد. در برخی منابع دیگر شیعی نیز گفته شده فقط اموال آنان مصادره شده و کعب نیز همراه باقی افراد قبیله بنی‌نضیر از آنجا کوچ داده شد.

کعب‌ بن مالک و حسان بن ثابت اشعاری دربارۀ کشته شدن کعب‌ سروده‌اند.

ترور نبودن قتل کعب بن اشرف

پژوهشگران تاریخی و دینی درباره قتل کعب بن اشرف به نکاتی اشاره کرده‌اند.

  • درباره کشته شدن کعب دو گزارش تاریخی در منابع شیعه و اهل سنت وجود دارد. روایت رایج در میان اهل سنت این است که کعب پس از اذیت و آزار پیامبر(ص) و سرودن اشعاری در مذمت مسلمانان و حتی زنان مسلمان و پس از پیمان بستن با کفار مکه علیه مسلمانان، توسط محمد بن مسلمة، ابونائله و عده‌ای از مسلمانان کشته شد. در مقابل، منابع شیعی کشته شدن کعب بن اشرف را در غزوه بنی نضیر دانسته‌اند.
  • به گفته برخی از اندیشمندان دینی مانند حسینعلی منتظری و علی‌اصغر رضوانی، کعب بن اشرف به دلیل تحریک مشرکان مکه علیه پیامبر و مسلمانان، در حال جنگ بود؛ بنابراین کشته شدن او ترور محسوب نمی‌شود؛ بلکه او در حال جنگ به قتل رسید، همانطور که همسر کعب به وضعیت جنگی میان قبیله بنی‌نضیر و مسلمانان اشاره کرده است. نکته دیگری که در این باره گفته شده، اینکه دستور قتل او به صورت علنی صادر شده بود، در حالی که ترور به صورت مخفیانه و غافلگیرانه صورت می‌گیرد.

پانویس

  1. حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۲۲ق، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
  2. واقدی، کتاب المغازی، ۱۴۰۹ق، ج‌۱، ص‌۱۸۵-۱۸۷؛ ابن‌هشام، السیرةالنبویة، دارالمعرفه، ج۲، ص‌۵۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج‌۱، ص‌۳۷۴.
  3. ابوالفرج‌اصفهانی، کتاب الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج‌۲۲، ص۳۶۰؛ حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۲۲ق، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
  4. ابن‌کثیر، البداية والنهاية، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۶-۷.
  5. ابن اثیر جزری، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۲۷.
  6. بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۵۵۰،‌
  7. ابن اسحاق، سيرة ابن اسحاق، مکتب دراسات التاریخ، ج۱، ص۳۱۷؛ ابن‌کثیر، البداية والنهاية، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۶-۷.
  8. ابن کثیر، البداية والنهاية، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص ۶-۷؛ابن جوزی، المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۵۸.
  9. جواد علی، المفصل فى تاريخ العرب قبل الإسلام، ۱۴۲۲ق، ج۱۷، ص۶۹.
  10. سایت اسلام کوئست.
  11. واقدی، کتاب المغازی، ج‌۱، ص‌۱۸۹.
  12. ابن‌هشام، السیرةالنبویة، دارالمعرفه، ج۲، ص۵۴-۵۵؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج‌۲، ص‌۳۲.
  13. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۲، ص۱۴۳ – ۱۴۴؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۴۹۰-۴۹۱.
  14. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج‌۲، ص۳۳.
  15. شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۹۲-۹۳.
  16. اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۲۰۱.
  17. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق،‏ ج۲، ص۳۵۹؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۱۵۴.
  18. ابن‌هشام، السیرةالنبویة، ج‌۳، ص۶۰۶۱.
  19. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳۱.
  20. شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۱۳ق، ج ۱، ص۹۲-۹۳.
  21. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۴۹۰.
  22. منتظری، حکومت دینی و حقوق انسان، ۱۴۲۹ق، ص۸۸-۸۹؛ رضوانی، اسلام‌شناسی و پاسخ به شبهات، ۱۳۸۶، ص۳۹۱.

منابع

  • ابن اثیر جزری، علی بن محمد، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • ابن اسحاق، محمد بن اسحاق بن یسار، سیرة ابن اسحاق، بیروت، مکتب دراسات التاریخ و المعارف الاسلامیة، بی تا.
  • ابن جوزی، أبو الفرج عبد الرحمن بن على، المنتظم فى تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۸ق.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن هشام الحمیری، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی تا.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، درالفکر- دارصادر، ۱۴۰۵ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: هاشم رسولی محلاتی، تبریز، بنی‌هاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
  • بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
  • جواد علی، المفصل فى تاريخ العرب قبل الإسلام، بیروت، انتشارات دارالساقی، ۱۴۲۲ق.
  • حلبی،ابوالفرج الحلبی الشامی، السیرة الحلبیة، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.
  • رضوانی، علی‌اصغر، اسلام‌شناسی و پاسخ به شبهات، قم، انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۶ش.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الأمم و الملوک)، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
  • فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق حسین اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، ۱۴۱۵ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • منتظری، حسینعلی، حکومت دینی و حقوق انسان، قم، ارغوان دانش، ۱۴۲۹ق.
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی، مصحح جونسن مارسدن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
آیا می‌دانستید که... جدیدترین پرسش‌ها
درگاه:پرسش/آیا می‌دانستید
  • پرسش:چرا امام علی(ع) فرزندان خود را به ابوبكر، عمر و عثمان نامگذاری کرد؟
  • پرسش:آیا حضرت ابراهیم(ع) برای بخشیده شدن قوم لوط تلاشی داشت؟
  • پرسش:خدیجه(س) چگونه با ثروت خود سبب پیشرفت اسلام شد؟
  • پرسش:آیا چله گرفتن برای ترک گناه توصیه شده است؟
  • پرسش:شیوه حکومت‌داری سلمان بر مدائن چگونه بود؟